توی این وبلاگ، حرف های خودم رو که هر از گاهی واقعا چرت و پرت هستن (مثلا این که الان من چرا گفتم «وبلاگ» ولی نگفتم «بلاگ») رو می زارم.
شما هم اگه نظر چرت و پرتی داشتین، می تونین اونو به من از طریق گزینهی «تماس با مدیر» بگین.
یه چیز دیگه: کپی تنها با ذکر منبع مجاز است!
و یه چیز دیگه: این وبلاگ نویسنده می پذیرد! قوانین عضویت رو توی این صفحه می تونین ببینین:
http://chertblog.mihanblog.com/extrapage/signup
اگه خواستین اد کنین منو:
afterPC@Yahoo.com
با آرزوی آرزو های چرت و پرتی مثل این!
من مدتی هست که اصلا نمیتونم چرتینگ بسازم! شما لطف کنین هرکی میتونه بیاد اینجا نویسنده شه که این وبلاگ بی چرتینگ نمونه! اگه خواستین، یه ایمیل بهم بزنین: afterpc@yahoo.com
دیروز صبح همه خانواده داشتن میرفتن بیرون غیر از من. من داشتم صبحانه میخوردم و اونا گفتن بعد از تموم شدن، برو گاز رو خاموش کن. منم بیخیال گفتم باشه و یادم رفت. رفتم اتاق و دراز کشیدم و خوابیدم! وقتی بیدار شدم، دیدم همه جا دوده! اولش فکر کردم توی خونه آتیش روشن کردن! بعد یادم افتاد که غذا سوخته! رفتم گاز رو خاموش کردم و پنجرهها رو باز کردم. یهو دیدم دارن در رو میزنن. رفتم و دیدم بله! دود به راه پله هم رفته و همه همسایهها خبر دار شدن! خدا رو شکر اونا اومدن خونه رو رو به راه کردن و رفتن. ولی وقتی میرفتن، یه نگاهی بهم کردن که گفتم الانه که منو بگیرن خفه کنن! هنوزم که هنوزه، بوش نرفته و مثل اینه که کسی همیشه پیش دماغم سیگار میکشه!
دیروز داشتم میرفتم کلاس زبان، زنگ زدم آژانس بیاد. جلو کوچه منتظر بودم که یهو یه گربه اومد خودشو مالید بهم! اولش ولش کردم، ولی دیدم نه ول نمیکنه! منم دیدم حوصله ندارم، اینم اومده کیف منو ول نمیکنه، یه لحظه که اون کمی دور شد، دویدم توی کوچه، بعد وایستادم و دیدم نمیاد دنبالم. یهو منو دید و دوید به طرفم! منم دیدم نه، مثل این که ول کن نیست، دسته کیف رو گرفتم، به طرفش طوری کردم که مثلا دارم پرت میکنم کیفو! بعد یهو دیدم دسته هست، کیف نیست! نگاه کردم دیدم شکسته و داره میره به طرف گربه! گربه هم یهو با یه حرکت نینجایی پرید و جاخالی داد! حالا هم من موندم و کیف بدون دستم!
امروز امتحان ترم ریاضی داشتیم، رفتم امتحان رو دادم، نمرم 17 و نیم میشد. بعد با دوستم تا سرویسمون (سر کوچه) داشتیم میرفتیم. وسط راه چند تا سوال پرسید، بعد دیدم غلط نوشتم! بعد سریعتر راه میرفتم (طوری که کم مونده بود بدوم!) دوستم پرسید چیکار میکنی؟ گفتم میخوام زود به سرویس برسم! گفت چرا؟ گفتم آخه اینطور که ما میرم دیگه کم کم اسمم اشتباه از آب در میاد!
راستی، توی این دو روز تعطیلی که مثلا باید ریاضی میخوندم، از روی بیکاری دو تا برنامه رو تموم کردم، سایتمون رو آپدیت کردم و کلا هر کاری که شاید یکی دو ماه بود نکرده بودم (مثلا حموم!) انجام دادم!
یکی از بزرگترین افتخارات ایرانیها، دستشویی ایرانی هست! از همه دستشوییها راحتتره و دستشوییهای بزرگ (همون قهوهایها!) به راحتی ازش رد میشن! حالا برین افتخار کنین! اگه یه وقت (به قول استاد سیاه) حماقتی کردین و به مسافرت رفتین، برین پز بدین بگین:
«هه! دستشویی ما از مال شما بهتره! حالا هی برین اون قهوهایهاتون رو خرد بکنین!»
آخه من نمیدونم چه هیزم تری به این سامسونگ فروختم که این دوستم بهم گیر میده سامسونگ فلانه سامسونگ خوبه، عالیه، نوکیا آشغاله، اپل گوجه هست و ... . حالا هم من چنان کاری میکنم که حتی اگه سامسونگ ورشکست بشه هم باز منو ول نکنه: آقا این سامسونگ عجب کپیهایی میکنه! اونقدر کپی کرده که دیگه نمیزارن تبلتاش توی اروپا و استرالیا به فروش برسه، خوبم میکنن، راست میگن خوب! بیچاره اپل همه چیزو میسازه و این سامسونگ *** هم میاد فقط Copy paste میکنه. آخه سامسونگ، چرا الکی میگی من بهترینم؟ تو حتی نمیتونی سه سال دوام بیاری، حالا گم شو! خودم میام میکشمت! این GLX خودمون هم از تو بهتره! نمیدونی که! دزدگیر هم داره! میدونستی بیشتر دفعاتی که اون دزد پیدا کرده، دزده تو بودی؟ این من درآوردی بود! اگه نبود، میبودمش، اگه نمیبوده، ببودینش، منم میام توی بودیدن کمکتون میکنم! حالا تا شما ببودین، من میرم ببینم کی بهتر میبوده! حالا همه با هم، پیش به سوی بودیدن! راثطی، این روذا املام حیلی غوی سذه!
فیلم آموزشی رو دانلود کنین و در عرض دو روز یه برنامهنویس حرفهای بشین! حتی اگه هیچ علاقهای نداشته باشین، باز یه نگاهی بندازین! حجمش زیاد نیست! تفاوت رو نگاه کنین: با فرمت AVI شد 60 مگ! با فرمت WMV شد 5 مگ! و مطمئن باشین من AVI رو نمیزارم! حوصلم به چرتورونم غلبه کرد! اینم لینک
این وبلاگ چرت هم فقط بلده از مردم انتقاد کنه! میگه پس خیلی وبلاگ باحالیه و خودشم میدونه که میزنم داغونش میکنم! ولی اگه من اونو داغون نکنم، اون منو داغون میکنه. اگه اونم منو نکنه، استاد سیاه منو داغون میکنه. ولی شایدم من استاد سیاهو داغون کردم. امکانش هم هست که من و منتقد، استاد سیاه رو داغون کنیم! ولی شاید منتقد ما دو تا رو داغون کنه. شایم هم من اون دو رو! ولی شاید میهن بلاگ بیاد هممونو یکی کنه! شاید هم من بیام میهن بلاگ و بلاگ اسکای و بلاگفا و ... رو لت و پار کنم! ولی شاید این منو داغون کنه، شایدم ... . دیگه چرتورنم کار نمیکنه! بسه دیگه! اگه بس نیست خودم بسش میکنم! اگه نمیشه منتقد ازش انتقاد میکنه! بازم اگه نشد استاد سیاه دیوونش میکنه! شایدم الان با این حرفا توی تیمارستانه! نمیدونم، امکان داره واسه چشش توی بیمارستان باشه! ولی شاید این بلاگ فی*تر شده باشه! پس احتمالا فیلتر دیوونش میکنه! نکنه بکنه! بکنه نمیکنه! کنه میکنه، ولی بکنه نمیکن! قاطی سه جانبه رو حال کردین؟ حال نکردین؟ من حالتون میکنم، اگه نفهمین، یعنی نفهمین، شاید نفهمین، ولی نفهمین! راستی، به دل آقای منتقد نیاد ها! اگه بیاد، منم میام، بعدش میریم، اونم میاد، بعد که بره، منم میرم، ولی میره، منم میرم، ّاگه نره، بازم میره، شاید نره، ولی میره، شاید ماده میشه، ولی نره، نه پس خره، شاید بره، میره دم گربه، میگه ...! دیگه چرتورنم چرک شد! شایدم چرت شد، ولی چرت که بشه، بازی نشه، چرکم میشه، چربم میشه، خرم میشه، گلم میشه! ااااااااااااااه! خسته شدم!