تبلیغات
چرت بلاگ! - یه معمای چرت!
UP

توی این وبلاگ، حرف های خودم رو که هر از گاهی واقعا چرت و پرت هستن (مثلا این که الان من چرا گفتم «وبلاگ» ولی نگفتم «بلاگ») رو می زارم.
شما هم اگه نظر چرت و پرتی داشتین، می تونین اونو به من از طریق گزینه‌ی «تماس با مدیر» بگین.
یه چیز دیگه: کپی تنها با ذکر منبع مجاز است!
و یه چیز دیگه: این وبلاگ نویسنده می پذیرد! قوانین عضویت رو توی این صفحه می تونین ببینین:
http://chertblog.mihanblog.com/extrapage/signup
اگه خواستین اد کنین منو:
afterPC@Yahoo.com
با آرزوی آرزو های چرت و پرتی مثل این!

علیرضا

جستجو

 

یه معمای چرت!

جمعه 27 اسفند 1389   11:21 ب.ظ

من این معما رو توی این وبلاگ دیدم:
http://besthack.blogfa.com
واقعا آدمو دیوانه میکنه این معمای چرت و پرت!
معما:
پزشک قانونی به بیمارستان دولتی سرکی کشید و مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می آمد . وی را صدا زد و با کمال ادب از او پرسید:می بخشید اقا شما را به چه علت به تیمارستان آورده اند؟  

مرد جواب داد : آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری 18 ساله داشت روزی پدرم از این دختر خوشش امد و با او ازدواج کرد از ان روز به بعد زن من مادرزن پدر شوهرش شد 
چندی بعد دختر زن من که زن پدرم بود پسری زایید که نامش را چنگیز گذاشتند و چنگیز برادر من شد زیرا پسر پدرم بود اما حال چنگیز نوه زنم بود و از این قرار نوه من هم می شد و من پدر بزرگ برادر تنی خود شده بودم. 
چندی بعد زن من پسری زایید و از ان روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و حتی مادر بزرگ او شد در صورتی که پسرم برادر مادربزرگ خود و حتی نوه او بود از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دخترزنم خواهر پسرم شود .
بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شده ام ضمنا من پدر و مادرم و پدربزرگ خود هستم پس پدرم هم برادر من است و هم نوه ام.  

حالا اقای دکتر اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار می شدید ایا کارتان به تیمارستان نمی کشید؟



نوشته شده توسط : علیرضا
نظر یادت نره!